close
تبلیغات در اینترنت
آسمانی، جهرم
.
اطلاعات کاربری
درباره ما
دوستان
خبرنامه
آخرین مطالب
لینکستان
آمار وب سایت

گردان ابوذر نوشت:

 

سال 62 تو امیدیه، مقر لشکر المهدی، ساختمان معروف به هتل اچ بودیم . حاجی صلواتی یک ساعت قبل از اذان صبح تو راهروها می­گشت و بلند بلند می­خواند: «کم ز خروسی مباش که از سر شب تا به صبح خدا خدا می­کنه» همۀ بچه ­ها به صدایش عادت کرده بودند . آنهایی که اهل نماز شب بودند با صدای او بیدار می­شدند . می­رفتند تو نمازخانۀ لشکر و آورکت رو سرشان می­کشیدند تا شناخته نشوند! سپس بلند بلند گریه می­کردند . آن سال­ها با مرتضی آهن ربا تو واحد خمپاره بودیم . بچۀ شوخی بود، خیلی سر به سرش می­گذاشتیم . از آن دسته بچه ­هایی بود که هر شب با صدای حاجی صلواتی بلند می­شد و یواشکی می­رفت نمازخانه لشکر تا نماز شب بخواند . یک روز به شوخی گفتم : « مرتضی اگه قرار بود با این نماز شبات شهید بشی تا حالا کارت تموم شده بود .» لبخندی زد و گفت : « هنوز زوده » سال 64 در عملیات والفجر 8 آر.پی.جی زن گردان ابوذر بود . محمدرضا ریاضی دوست صمیمی­اش کمکی او بود . با مرتضی و محمدرضا اولین نیروهای گردان بودیم که رفتیم آن طرف اروند . هوا گرگ و میش بود که مرتضی و محمدرضا با هم شهید شدند و ما را تنها گذاشتند .

منبع : مسعود فرشیدنیا ، گردان ابوذر2 ، انتشارات بونیز، 1394،



:: موضوعات مرتبط: آسمانی ها ,
:: برچسب‌ها: آسمانی، جهرم ,
:: بازدید از این مطلب : 20
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : گروه سایبری جهرم
ت : شنبه 20 آذر 1395
.
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
آخرین کاربران
پشتیبانی