close
تبلیغات در اینترنت
خبرچین
.
اطلاعات کاربری
درباره ما
دوستان
خبرنامه
آخرین مطالب
لینکستان
آمار وب سایت

وبلاگ گردان ابوذر نوشت: 

در زمان اسارت برخی از نظر روحی ضعیف بودند . به همین دلیل این افراد ممکن بود برای یک تکه نان یا چند نخ سیگار جاسوسی کنند ! یکی از همین اسرا عادت کرده بود و می­ آمد در آسایشگاه­ها پرسه می­زد و تو چشم بچه­ ها نگاه می­کرد ! می­گفت : « این پاسداره یا این مخالفه » روزها می ­گذشت و کار خبرچینی او همچنان ادامه داشت . عراقی­ها هم حسابی هوای او را داشتند ! اگر کسی هم اسمش می­رفت تو لیست سیاه دیگر کارش تمام بود . چند نفر از اسرا هم با جاسوسی او شهید شدند . بعد از مدتی یک روز صبح که برای هوا خوری آمدیم بیرون، همه بچه­ ها دیدند خبرچین از هر دو چشم کور شده و یکی از بچه ­ها دست او را  گرفته تا به زمین نخورد ! همه خدا را شکر کردند که از دست همچون آدمی راحت شدند ! بعد از اسارت در همایشی که با حضور آزادگان برگزار شد از همشهریانش از وضع جسمی او سئوال کردم . گفتند: هنوز نابینا است و دیگر درمان نمی­ شود !

 

منبع : مسعود فرشیدنیا ، گردان ابوذر2 ، انتشارات بونیز ، 1394، راوی رضا توحیدی .


 



:: موضوعات مرتبط: به قلم فارسی , آسمانی ها , خاطرات شهدا , خاطرات شهدا ,
:: بازدید از این مطلب : 25
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : گروه سایبری جهرم
ت : سه شنبه 05 مرداد 1395
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
آخرین کاربران
پشتیبانی